بازگشت به کتاب‌ها
جلد کتاب استراتژی اقیانوس آبی نوشتهٔ چان کیم و رنه موبورین

استراتژی اقیانوس آبی

نوشتهٔ چان کیم و رنه موبورین · سال انتشار 2005

چارچوبی مفید و بیش‌ازحد نقل‌شده برای فرار از رقابت رودررو، از طریق بی‌معنا کردن خودِ رقابت — ارزشش بیشتر در جدول چهار اقدام است تا در خودِ اصطلاح مد شده.

نقاط قوت

  • جدول «حذف-کاهش-افزایش-خلق» ابزاری واقعاً کاربردی است، نه فقط یک شعار
  • مطالعات موردی (سیرک دوسولی، ساوت‌وست) چارچوب را به‌طور عینی نشان می‌دهند

نقاط ضعف

  • خطای بقا در کتاب هست — هیچ حسابرسی جدی‌ای از تلاش‌های اقیانوس‌آبیِ شکست‌خورده نشده
  • خودِ اصطلاح بعد از یک دهه استفادهٔ بیش‌ازحد در ارائه‌های مشاوره‌ای رقیق شده

خلاصه کتاب

چان کیم و رنه موبورین کتاب را با یک تمایز شروع می‌کنند: «اقیانوس سرخ» بازاری موجود است که رقبا سر تقاضایی مشترک و شناخته‌شده می‌جنگند، و هرچه رقبا بیشتر بجنگند، آب — به همین دلیل رنگش — خونین‌تر می‌شود. «اقیانوس آبی» فضای بازارِ بی‌رقیب است، خلق‌شده نه پیداشده، جایی که قواعد قدیمیِ رقابت موقتاً بی‌معنا هستند چون هنوز رقیب جاافتاده‌ای آنجا نیست. استدلال محوریِ آن‌ها این است که عملکرد پایدار و رشد بالا، به‌طور نامتناسبی از شرکت‌هایی می‌آید که اقیانوس آبی خلق می‌کنند، نه شرکت‌هایی که مؤثرتر در یکی سرخ می‌جنگند.

ابزار تحلیلیِ محوریِ کتاب نوآوری در ارزش است — این ایده که رقابت بر سر ارزش و رقابت بر سر هزینه واقعاً یک معاملهٔ ناچار نیستند، برخلاف فرض استراتژیکِ استاندارد که یک شرکت باید یا تمایز پیشه کند (بیشتر خرج کند، بیشتر ارائه بدهد) یا روی هزینه رقابت کند (کمتر خرج کند، کمتر ارائه بدهد). یک حرکت اقیانوس‌آبی، طبق استدلال نویسندگان، همزمان با حذف و کاهش عواملی که یک صنعت مدت‌ها سرشان رقابت کرده هزینه را پایین می‌آورد، درحالی‌که با خلق و افزودنِ عواملی که صنعت هرگز ارائه نداده ارزش را بالا می‌برد. مثال معروف سیرک دوسولی است، که عناصر گران‌قیمتِ استاندارد سیرک سنتی (نمایش حیوانات، بازیگران ستاره، چند حلقهٔ نمایش) را حذف کرد درحالی‌که عناصری را افزود که هیچ سیرکی ارائه نداده بود (روایت تئاتری، موسیقیِ هنری، مخاطب بزرگسال پیچیده‌تر) — رسیدن به دسته‌بندی‌ای جدید، نه نسخه‌ای بهتر از دسته‌بندیِ قدیم.

بقیهٔ کتاب جعبه‌ابزاری برای پیداکردن و اجرای عامدانهٔ چنین حرکتی است، نه تصادفی به آن برخوردن: مجموعه‌ای از چارچوب‌های تحلیلی (بوم استراتژی، جدول چهار اقدام، چارچوب شش مسیر) که قرار است کشف اقیانوس آبی را به فرایندی تکرارپذیر تبدیل کنند، نه یک لحظهٔ نادرِ الهام.

ایده‌های کلیدی

۱. چارچوب چهار اقدام: حذف، کاهش، افزایش، خلق

این کاربردی‌ترین ابزار کتاب است. با روبروشدن با عوامل رقابتیِ یک صنعت — چیزهایی که هر بازیگری در آن فضا سرشان رقابت می‌کند — چارچوب چهار سؤال می‌پرسد: کدام عواملی که صنعت آن‌ها را بدیهی می‌داند باید کاملاً حذف شوند؛ کدام عوامل باید به‌طور قابل‌توجهی زیر استاندارد صنعت کاهش یابند؛ کدام عوامل باید به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از آن افزایش یابند؛ و کدام عواملی که صنعت اصلاً هرگز ارائه نداده باید خلق شوند.

نوآوری در ارزش دربارهٔ رقابت‌کردن نیست، بلکه دربارهٔ بی‌معنا کردنِ رقابت است، از طریق تغییردادنِ زمین‌بازیِ استراتژی.

سؤال‌های حذف و خلق جایی‌اند که بیشتر اهرم استراتژیک قرار دارد، چون یک تیم را وامی‌دارند فرض‌هایی را به چالش بکشند که رقبا ثابت می‌دانند، به‌جای صرفاً بهینه‌سازی در همان ابعاد رقابتی‌ای که همه‌کس در حال بهینه‌سازیِ آن‌ها هستند.

۲. بوم استراتژی

بوم استراتژی تصویری ساده است: عوامل رقابتیِ کلیدیِ صنعت روی محور افقی، و سطح نسبیِ ارائهٔ هر رقیب برای هرکدام روی محور عمودی رسم می‌شود. بیشتر شرکت‌های یک صنعت جاافتاده، وقتی این‌طور رسم شوند، منحنی‌هایی تقریباً یکسان تولید می‌کنند — همه در همان ابعاد و تقریباً همان سطوح رقابت می‌کنند، که تشخیصی تصویری از یک اقیانوس سرخ است. یک استراتژی اقیانوس‌آبیِ واقعی، منحنی‌ای به‌وضوح متفاوت تولید می‌کند — بالا در برخی عواملی که هیچ‌کس دیگر رویشان زحمت نمی‌کشد، کاملاً غایب در برخی دیگری که همه فرض می‌کنند اجباری‌اند.

بوم عامداً ساده است تا وضوح را تحمیل کند: استراتژی‌ای که نتواند به‌عنوان یک منحنیِ شفاف واحد رسم شود معمولاً به‌قدر کافی متمرکز نیست که یک استراتژی واقعی به‌حساب بیاید، که تشخیصی بسیار شبیه به نقد رومل از اسناد برنامه‌ریزیِ نامتمرکز و اولویت‌بندی‌نشده را بازتاب می‌دهد.

۳. غیرمشتری‌ها، نه فقط مشتری‌ها

بیشتر تحقیقات بازار روی مشتریان موجود تمرکز می‌کند — فهمیدنِ نیازهایشان بهتر، برای رقابت مؤثرتر سر همان تقاضا. کیم و موبورین استدلال می‌کنند فرصت‌های اقیانوس‌آبی به‌جای آن با مطالعهٔ غیرمشتری‌ها پیدا می‌شوند: کسانی که آگاهانه ارائهٔ صنعت را رد می‌کنند، کسانی که چون گزینهٔ دیگری نیست بی‌میل از آن استفاده می‌کنند، و کسانی که حتی هرگز صنعت را مرتبط با نیازهایشان ندانسته‌اند. فهمیدنِ اینکه چرا این سه گروه از یک دسته‌بندیِ کامل دور می‌مانند، به‌جای اینکه چرا مشتریان موجود یک رقیب را بر دیگری ترجیح می‌دهند، جایی است که معمولاً تقاضای واقعاً جدید پیدا می‌شود.

این کار تحقیق بازار را از یک تمرین الگوبرداریِ رقابتی به یک تمرین خلق‌تقاضا بازتعریف می‌کند — سؤال از «چطور مشتری‌هایی را ببریم که رقبایمان هم می‌خواهند» به «چه چیزی کسی را که فعلاً از کل این دسته‌بندی دوری می‌کند، مشتاقش می‌کند» تغییر می‌کند.

۴. غلبه بر موانع سازمانی: رهبریِ نقطهٔ اوج

کیم و موبورین قبول دارند حتی یک استراتژی اقیانوس‌آبیِ خوب‌طراحی‌شده هم اگر سازمان نتواند واقعاً این تغییر را اجرا کند شکست می‌خورد، و از تفکر «نقطهٔ اوج» وام می‌گیرند تا استدلال کنند تغییر سازمانیِ بزرگ‌مقیاس نیازمند متقاعدکردنِ همه نیست — نیازمند متمرکزکردنِ تلاش روی تعداد کمی از افراد، مکان‌ها و اقداماتِ به‌طور نامتناسبی تأثیرگذار است. به‌جای یک برنامهٔ گستردهٔ مدیریت‌تغییرِ منابع‌بر، توصیه این است که گلوگاه مشخص (محدودیت منابع، یک ذی‌نفعِ شکاکِ کلیدی، شکافِ انگیزشی) را شناسایی کنی و تلاش متمرکز را دقیقاً همان‌جا اعمال کنی.

برای چه کسی مفید است

  • تیم‌های محصول و استراتژی که تصمیم می‌گیرند در یک دسته‌بندیِ شلوغ مستقیم رقابت کنند یا کاملاً جایگاه عوض کنند — بوم استراتژی پیش از هر انتخابی ابزار تشخیصیِ واقعاً مفیدی است.
  • بنیان‌گذارانی که دنبال روشی ساختاریافته برای پیداکردنِ جایگاه‌سازیِ متمایز هستند، نه فقط شعاری برای آن — چارچوب چهار اقدام دقتی را تحمیل می‌کند که یک بیانیهٔ مأموریت نمی‌کند.
  • هرکسی که در فکرکردن دربارهٔ استراتژی رقابتی صرفاً بر اساس هزینه در برابر تمایز گیر کرده — استدلال نوآوریِ ارزش مستقیماً این دوقطبی را به چالش می‌کشد.
  • مشاوران و استراتژیست‌های داخلی‌ای که به یک زبان تصویریِ مشترک (بوم) برای همراستایی تیم رهبری نیاز دارند — این مستقل از تئوریِ پشتش، ابزار تسهیلگریِ واقعاً مؤثری است.
اگر کسب‌وکارت از قبل محکم در یک اقیانوس سرخ است و آنجا سودده، این کتابی نیست که استدلال کند حتماً باید از آن فرار کنی — نویسندگان روشن می‌گویند اقیانوس‌های سرخ و آبی هم‌زیستی دارند، و هر شرکتی برای موفقیت به یک حرکتِ دسته‌بندی-بازتعریف‌کننده نیاز ندارد. آن را ابزاری بدان که وقتی رقابت افزایشی دیگر رشد تولید نمی‌کند سراغش بروی، نه یک الزام.
مطالعات موردیِ کتاب تقریباً کاملاً داستان‌های موفقیت‌اند، با حسابرسیِ جدیِ بسیار کمی از تلاش‌های اقیانوس‌آبیِ شکست‌خورده — که دست‌کم‌گرفتنِ اینکه یک تلاش واقعیِ نوآوری در ارزش چقدر ممکن است ساده‌گی تقاضای واقعی پیدا نکند را آسان می‌کند. خطای بقا اینجا محدودیتی واقعی است، نه یک قید فرعیِ کوچک.

سؤالات پرتکرار

«نوآوری در ارزش» چه فرقی با نوآوریِ معمولی دارد؟

نوآوریِ معمولی، در قاب‌بندیِ نویسندگان، معمولاً یک فشار فناوری‌محور است که ممکن است با آنچه بازار واقعاً ارزش می‌گذارد همسو باشد یا نباشد. نوآوری در ارزش دقیقاً به‌عنوان ترکیب نوآوری با موقعیت‌یابیِ فایده، قیمت و هزینه تعریف می‌شود که همزمان جهشی در ارزش هم برای خریدار و هم برای شرکت خلق می‌کند — خودِ نوآوری هدف نیست، همسویی با تقاضای واقعی هدف است.

این فقط برای محصولات مصرفی صدق می‌کند، مثل مثال سیرک دوسولی؟

نه — کتاب مثال‌های B2B و صنعتی (خطوط هوایی ساوت‌وست، یک تولیدکنندهٔ تجهیزات ساختمانی، یک تولیدکنندهٔ شراب) را دقیقاً برای نشان‌دادنِ اینکه چارچوب در بخش‌های مختلف کاربرد دارد، نه فقط محصولات سبک زندگی یا سرگرمی، شامل می‌شود.

آیا «بی‌معنا کردنِ رقابت» فقط زبان بازاریابی برای تمایز نیست؟

نویسندگان می‌گویند نه — تمایز معمولی هنوز در درون منحنیِ ارزشِ موجودِ صنعت رقابت می‌کند، فقط در نقطه‌ای متفاوت روی آن. یک حرکت واقعیِ اقیانوس‌آبی، اینکه اصلاً روی چه عواملی رقابت می‌شود را تغییر می‌دهد، که از نظر ساختاری حرکتی متفاوت از ارائهٔ نسخه‌ای شیک‌تر از همان چیز است.

وقتی یک اقیانوس آبی توسط رقبا کشف می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟

کتاب قبول می‌کند اقیانوس‌های آبی برای همیشه آبی نمی‌مانند — به‌محض موفقیت یک حرکت، تقلیدکنندگان می‌آیند و فضا به‌تدریج سرخ می‌شود. درسِ عملیِ ضمنی، هرچند کمتر از چارچوب کشف توسعه‌یافته، این است که نوآوری در ارزش باید یک قابلیت سازمانیِ تکرارپذیر باشد، نه یک حرکت یک‌باره.

ضعف اصلیِ کتاب چیست؟

غیابِ تقریباً کاملِ مطالعات موردیِ جدیِ شکست. خواننده حس قوی‌ای از اینکه یک حرکت اقیانوس‌آبیِ موفق در نگاه به گذشته چه شکلی است می‌گیرد، اما حس بسیار کمی از اینکه همان فرایند، وقتی با نیت خوب اعمال شود، چقدر در پیداکردنِ تقاضای واقعی شکست می‌خورد.

این مطلب برایتان مفید بود؟

شمارش آرا پس از ۵ رأی نمایش داده می‌شود.

بیشتر در همین دسته