بازگشت به کتاب‌ها
جلد کتاب جنگل نروژی نوشتهٔ هاروکی موراکامی

جنگل نروژی

نوشتهٔ هاروکی موراکامی · سال انتشار 1987

رئالیستی‌ترین رمان موراکامی — بدون عناصر سوررئال، فقط سوگ، خاطره و اولین عشق در توکیوی دههٔ ۱۹۶۰ — و شاید دقیقاً به‌خاطر همین خویشتن‌داری، عاطفی‌ترین کتاب او.

نقاط قوت

  • نوشتاری عاطفی و مستقیم، به‌طرز غیرمعمولی برای موراکامی — بدون فاصله‌گذاریِ رئالیسم جادویی، فقط سوگی که با دقتی واقعی پرداخته شده
  • حس قویِ زمان و مکانِ مشخص (فرهنگ دانشجویی توکیوی اواخر دههٔ ۶۰) به مضامین جهان‌شمول‌تر کتاب پایه می‌دهد

نقاط ضعف

  • خواننده‌ای که برای سبک سوررئال و مرزشکنِ موراکامی سراغش می‌رود، ممکن است این را کم‌ویژگی‌ترین و کم‌جذاب‌ترین کتابش بیابد
  • به‌تصویرکشیدنِ بیماری روانی و شخصیت‌های زنِ کتاب (به‌خصوص ناوکو) نقدهای مشروعی دربارهٔ کم‌عمقی یا ابزاری‌بودن دریافت کرده

خلاصه کتاب

«جنگل نروژی» با تورو واتانابهٔ سی‌وهفت‌ساله شروع می‌شود که در هامبورگ به زمین می‌نشیند و آهنگ بیتلز را از بلندگوهای کابین می‌شنود. آهنگ از هم می‌پاشاندش، و رمان تبدیل می‌شود به تلاش او برای بازیابیِ دوره‌ای که خودش می‌گوید از دست‌دادنش را شروع کرده — توکیو، ۱۹۶۸ و ۱۹۶۹، وقتی نوزده‌ساله بود.

رویدادی که زیر همه‌چیز است، یک خودکشی است. صمیمی‌ترین دوست تورو، کیزوکی، در هفده‌سالگی بدون هشدار و بدون یادداشت خودش را کشت، و دو نفری که با آن تنها می‌مانند تورو هستند و ناوکو، دوست‌دختر کیزوکی از کودکی. آن دو در توکیو دوباره همدیگر را پیدا می‌کنند و شروع می‌کنند به قدم‌زدن، ساعت‌ها، عمدتاً در سکوت، در رابطه‌ای که هیچ‌کدام نمی‌توانند نامش را بگذارند.

حال ناوکو بدتر می‌شود و او به آسایشگاهی در تپه‌های نزدیک کیوتو پناه می‌برد. در همین حال تورو با میدوری آشنا می‌شود، هم‌کلاسی‌ای که رک است، بامزه است، دربارهٔ سوگ‌های قابل‌توجه خودش احساساتی نیست، و کاملاً زنده است. تنش رمان واقعاً یک مثلث عشقی نیست. این است که آیا تورو ناوکو را به‌سمت مردگان دنبال می‌کند یا میدوری را به بیرون.

موراکامی اینجا کاری می‌کند که در جاهای دیگر معمولاً از آن پرهیز دارد: نوشتن بدون دستگاه سوررئال. نه گربهٔ سخنگویی هست و نه جهان موازی‌ای — فقط سوگ، رابطهٔ جنسی، زندگی دانشگاهی در دوران اعتراضات دانشجویی، و بافت مشخصِ نوزده‌ساله‌بودن و ناتوانی از توضیح اینکه چه چیزی درست نیست.

ایده‌های کلیدی

۱. خویشتن‌داری، همان تکنیک است، و دلیل کارکردنش

روش معمول موراکامی مانعی میان خواننده و احساس می‌گذارد — یک چاه، یک ماه دوم، مردی که با گربه‌ها حرف می‌زند. اینجا هیچ مانعی نیست، و نتیجه مستقیم‌ترین کتاب اوست.

نوشتن دربارهٔ سوگ به‌طرز غیرمعمولی دقیق و به‌طرز غیرمعمولی ساده است. تورو ویرانی را توصیف نمی‌کند؛ توصیف می‌کند که همان غذاها را سفارش می‌دهد، به کلاس می‌رود، لباس تا می‌کند، و ادامه می‌دهد. همین مسطح‌بودن نکتهٔ اصلی است — این همان چیزی است که افسردگی و سوگ از درون واقعاً حس می‌شوند.

پرنقل‌قول‌ترین جملهٔ رمان — که مرگ نقطهٔ مقابل زندگی نیست، بلکه بخشی از آن است — بیرون از بافت مثل یک قصار خوانده می‌شود و سرِ جایش چیز دیگری است؛ جمله‌ای که می‌رسد بعد از اینکه خودکشی کیزوکی دیگر یک رویداد نیست و به وضعیتی دائمی در جهان تورو تبدیل شده.

۲. دو زن به‌عنوان دو جهت، و صداقتی که دربارهٔ آن هست

ناوکو و میدوری به‌صورت دو کششِ متضاد ساخته شده‌اند. ناوکو به گذشته بسته است، از نظر جسمی شکننده، و به‌طور فزاینده‌ای دست‌نیافتنی. میدوری پرسروصداست، حاضر است، و مستقیم چیز می‌خواهد.

ناتوانی تورو از انتخاب، موضوع واقعی رمان است، و موراکامی حاضر نیست آن را تعریف‌آمیز جلوه دهد. تورو تا حدی منفعل است که به هر دو زن آسیب می‌زند؛ امید ناوکو را زنده نگه می‌دارد و هم‌زمان با میدوری چیزی را شروع می‌کند، و عمدتاً به‌جای عمل‌کردن، سردرگمیِ خودش را روایت می‌کند.

خشم میدوری نسبت به این، یکی از بهترین‌نوشته‌شده‌ترین بخش‌های کتاب است. او دقیقاً نام می‌گذارد که تورو چه می‌کند — در دسترس بودن بدون تعهد — و نمی‌پذیرد که این همان حساسیتی باشد که تورو گویا فکرش را می‌کند.

۳. توکیوی اواخر دههٔ ۶۰ پس‌زمینه نیست

جنبش دانشجویی در سراسر رمان جریان دارد و تورو به‌طرز چشمگیری بیرون آن است. تماشا می‌کند که هم‌کلاسی‌ها ساختمان‌ها را اشغال می‌کنند و سخنرانی می‌کنند، اشاره می‌کند که وقتی جنبش فرو می‌پاشد به کلاس‌ها برمی‌گردند، و از کل این نمایش تحت‌تأثیر قرار نمی‌گیرد.

این فاصله‌گرفتن بیش از هر چیزی که خودش دربارهٔ خودش می‌گوید، شخصیتش را می‌سازد. در دوره‌ای که با احساس سیاسیِ جمعی تعریف می‌شود، او اصلاً نمی‌تواند خودش را در یک گروه پیدا کند، و این همان انزوایی است که سوگش تولید می‌کند.

جزئیات دوره — مراسم پرچم خوابگاه، مغازه‌های صفحه‌فروشی، بارهای مشخص — به رمانی پایه می‌دهد که وگرنه ممکن بود در حال‌وهوای محض شناور شود.

۴. آسایشگاه به‌عنوان جایگزینی برای جهان

خوابگاه آمی، جایی که ناوکو می‌رود، نه بیمارستان است و نه زندان، بلکه جامعه‌ای موازی و کارکردی با قواعد، کار و هنجارهای صداقت خودش. ری‌کو، هم‌اتاقی مسن‌تر ناوکو، باثبات‌کننده‌ترین شخصیت رمان است و پیچیده‌ترین گذشته را می‌گیرد.

موراکامی از آن برای طرح پرسشی واقعی استفاده می‌کند: آیا آسایشگاه جایی است برای بهبود به‌قصد بازگشت، یا جایی که بر بازگشتن ترجیح داده می‌شود؟ ناوکو نمی‌تواند این تصمیم را بگیرد، و رمان مراقب است که به‌جای او تصمیم نگیرد.

رفتن نهایی ری‌کو — که می‌رود تا دوباره جهان بیرون را امتحان کند — وزنهٔ تعادل است، و استدلال آرام کتاب که رفتن ممکن است اما تضمین‌شده نیست.

۵. خاطره به‌عنوان کنشی نامطمئن برای حفظ‌کردن

قاب روایت مهم است. مردی سی‌وهفت‌ساله دارد نوجوانی‌اش را بازسازی می‌کند، و از همان ابتدا می‌گوید خاطره‌ها دارند عقب می‌نشینند — که دیگر نمی‌تواند چهرهٔ ناوکو را سریع به یاد بیاورد، و حالا تلاش می‌خواهد.

این کل رمان را به اجرای چنگ‌زدن به چیزی تبدیل می‌کند که از پیش در حال رفتن است. دقت جزئیات، شاهدی بر حافظهٔ روشن نیست؛ کوششِ مردی است که آنچه هنوز دارد را از بر می‌خواند.

همین به‌آرامی گزینشی‌بودن کتاب را هم مجاز می‌کند. آنچه می‌گیریم چیزی است که تورو نگه داشته، چیده‌شده آن‌طور که به آن نیاز دارد، و این چیزی متفاوت از آن است که اتفاق افتاد.

برای چه کسی مفید است

  • خواننده‌ای که موراکامی را بدون سوررئالیسم می‌خواهد — این رئالیستی‌ترین و مستقیم‌ترین کتاب اوست.
  • کسی که عزیزی را در جوانی از دست داده — روایتش از مسطح‌بودن و کشدارِ بودن سوگ، به‌طرز غیرمعمولی دقیق است.
  • خواننده‌ای که زمان و مکان مشخص دوست دارد — زندگی دانشجویی توکیوی اواخر دههٔ ۶۰ عینی ترسیم شده.
  • کسی که می‌خواهد موراکامی را شروع کند — قابل‌دسترس‌ترین نقطهٔ ورود، با هشدار زیر.
اگر برای سبک سوررئال و مرزشکنِ موراکامی سراغش آمده‌اید، ممکن است این کم‌ویژگی‌ترین و کم‌جذاب‌ترین کتابش برایتان باشد. اینجا اصلاً هیچ دستگاه جادویی‌ای وجود ندارد. اگر دنبال آن هستید، به‌جایش با «کافکا در کرانه» یا «تواریخ پرندهٔ کوکی» شروع کنید — و بدانید که خوش‌آمدن یا نیامدن از این کتاب، دربارهٔ بقیهٔ کارهایش چیز زیادی پیش‌بینی نمی‌کند.
به‌تصویرکشیدنِ بیماری روانی و شخصیت‌های زنِ کتاب نقدهای مشروعی دربارهٔ کم‌عمقی یا ابزاری‌بودن دریافت کرده. ناوکو به‌طور مشخص عمدتاً به‌عنوان شرطی برای رشد تورو عمل می‌کند تا آدمی کاملاً پرداخته‌شده با مسیر خودش، و بیماری‌اش بیشتر به‌صورت حال‌وهوا ترسیم می‌شود تا تجربه‌ای که به خودش تعلق دارد. محتوای جنسی هم پرتکرار است و می‌تواند جوری فاصله‌دار خوانده شود که بعضی خواننده‌ها آن را به‌جای خویشتن‌داری، سرد بیابند.

سؤالات پرتکرار

برای شروع موراکامی خوب است؟

قابل‌دسترس‌ترین است، اما کم‌نماینده‌ترین. اگر می‌خواهید بدانید کلاً موراکامی را دوست دارید یا نه، آزمون بدی است؛ اگر رمانی مستقل و عاطفیِ مستقیم می‌خواهید، بهترین جای شروع است.

به‌اندازهٔ شهرتش افسرده‌کننده است؟

با خودکشی، سوگ و بیماری روانی بدون نرم‌کردنشان سروکار دارد، پس بله، سنگین است. اما بخش‌های میدوری واقعاً بامزه‌اند، و پایانش به‌جای ناامیدکننده‌بودن، دوپهلوست — رمان استدلال می‌کند که بازگشت به زندگی ممکن است.

چرا عنوانش از بیتلز است؟

آهنگ، محبوبِ ناوکوست و به‌عنوان محرک خاطره‌ای عمل می‌کند که رمان را شروع می‌کند. از نظر مضمونی هم می‌خواند — ترانه‌ای حسرت‌آلود و کمی مبهم دربارهٔ رابطه‌ای که به سرانجام نمی‌رسد.

پس‌زمینهٔ اعتراضات دانشجویی مهم است؟

بله، عمدتاً از راه تضاد. فاصله‌گرفتن تورو از لحظه‌ای پر از احساس جمعیِ شدید، انزوایش را برجسته می‌کند، و تحقیرش نسبت به هم‌کلاسی‌هایی که سیاستشان را رها می‌کنند یکی از معدود چیزهایی است که فعالانه درباره‌اش نظر دارد.

اصلی‌ترین نقد به آن چیست؟

اینکه زنان کتاب عمدتاً برای شکل‌دادن به رشد راوی وجود دارند، و اینکه بیماری روانی ناوکو بیشتر به‌عنوان حال‌وهوا پرداخته می‌شود تا تجربهٔ خودش. خوانش منصفانه‌ای است، و قوت‌های کتاب دربارهٔ سوگ را باطل نمی‌کند.

این مطلب برایتان مفید بود؟

شمارش آرا پس از ۵ رأی نمایش داده می‌شود.

بیشتر در همین دسته