بازگشت به کتاب‌ها
جلد کتاب سگ کفش نوشتهٔ فیل نایت

کفش باز

نوشتهٔ فیل نایت · سال انتشار 2016

خاطراتی از یک بنیان‌گذار که واقعاً مثل خاطرات خوانده می‌شود — روایت نایت از نزدیک شدن نایکی به ورشکستگی، بارها و بارها، دربارهٔ لبهٔ پرتگاه بودنِ کل ماجرا صادق است.

نقاط قوت

  • به‌عنوان نثر واقعاً خوب نوشته شده، نه یک خلاصهٔ تبلیغاتیِ نویسنده‌محور
  • دربارهٔ شانس، وحشت جریان نقدی، و سال‌هایی که پروژه شکست‌خورده به نظر می‌رسید صادق است

نقاط ضعف

  • دربارهٔ جنجال‌های بعدیِ شرایط کار در نایکی تقریباً چیزی نمی‌گوید — روایت پیش از آن حساب‌پس‌دهی تمام می‌شود
  • برخی خواننده‌ها جزئیات عملیاتیِ بیشتر و روایت خاطره‌ایِ کمتر می‌خواهند

خلاصه کتاب

فیل نایت داستان را نه با یک آغازِ پیروزمندانه، بلکه با یک سفر انفرادی دور دنیا در سال ۱۹۶۲، بعد از مدرسهٔ بازرگانی، شروع می‌کند — سفری که یک توقف در ژاپن داشت تا طرحی را که دربارهٔ آن یک مقالهٔ کلاسی نوشته بود پیشنهاد بدهد: واردکردنِ کفش‌های ورزشیِ ژاپنیِ خوب‌ساخته و ارزان برای رقابت با برندهای آلمانی (آدیداس، پوما) که بازار آمریکا را در دست داشتند. او با تقریباً هیچ سرمایه و هیچ برنامهٔ کسب‌وکار واقعی، خودش را وارد یک قرارداد توزیع با اونیتسوکا تایگر می‌کند، و پردهٔ اول کتاب، کشمکشِ آهسته و کم‌سرمایهٔ فروختن کفش از صندوق‌عقب پلیموث والیانتش در مسابقات دو‌ومیدانیِ اطراف اورگان است، درحالی‌که تمام‌وقت به‌عنوان حسابدار کار می‌کرد تا اجاره‌اش را بپردازد.

میانهٔ کتاب بیش از پانزده سالِ میان تأسیس بلو ریبون اسپورتس و ثبات واقعیِ شرکت به‌عنوان نایکی را پوشش می‌دهد — سال‌هایی که نایت به‌طرز غیرمعمولی صادق است که خیلی بیشتر با نزدیک‌شدن به اتمام پول نقد تعریف شدند تا با هر داستان رشدِ پیروزمندانه‌ای. شرکت پیوسته تا لبهٔ فروپاشی اهرمی بود، بانک‌ها بارها تهدید به فراخوانیِ وام‌هایشان کردند، و کل عملیات به گروهی کوچک، به‌شدت وفادار و اغلب عجیب از کارمندان اولیه وابسته بود (حسابداری یک‌پا، مربی دومیدانی‌ای که طراح کفش شده بود، وکیلی که به‌جای حقوق سهام می‌گرفت) که در سال‌هایی ماندند که شرکت به‌سختی می‌توانست حقوق بدهد.

مرکز عاطفیِ کتاب رابطهٔ دوپاره‌ی نایت با اونیتسوکا تایگر است — همان شریکی که بلو ریبون اسپورتس را راه‌انداخت، و همان شریکی که نایت سرانجام مجبور شد از او جدا شود، مخفیانه چیزی را که به برند نایکی تبدیل شد به‌عنوان پوششی توسعه داد، حرکتی که به یک دعوای حقوقیِ تلخ و سال‌ها بلاتکلیفیِ قانونی دربارهٔ اینکه آیا شرکت جوان اصلاً سالم باقی می‌ماند یا نه انجامید. نایت کل کتاب را صریحاً نه به‌عنوان یک داستان موفقیت پیروزمندانه، بلکه به‌عنوان روایتی صادقانه از اینکه کل ماجرا چقدر بارها و بارها، برای بیش از یک دهه، نزدیک به شکست‌خوردن آمد، قاب‌بندی می‌کند.

ایده‌های کلیدی

۱. شرکت به‌طور مزمن و خطرناکی کم‌سرمایه بود

برخلاف اینکه نایکی داستان موفقیتی اجتناب‌ناپذیر بوده باشد، نایت سال‌به‌سال شرکتی را توصیف می‌کند که با یک بدهیِ بد یا یک محموله‌ی به‌تعویق‌افتاده تا ورشکستگی فاصله داشت. بلو ریبون اسپورتس سریع‌تر از آنچه پول نقدش می‌توانست پشتیبانی کند رشد کرد، چون نایت هر دلار موجود را دوباره در موجودی بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کرد به‌جای ساختنِ یک بالشتک نقدی — شرطی عامدانه و تکرارشونده که رشد بیشتر از امنیت اهمیت دارد، از کسی که واقعاً نمی‌دانست جواب می‌دهد یا نه.

می‌خواستم توضیح بدهم که یک ساعت از بیست‌وچهار ساعت گذشته را صرف فکرکردن به پول به‌عنوان پول نکرده بودم، به ثروت به‌عنوان هدفی برای خودش. می‌خواستم توضیح بدهم که همیشه به پول به‌عنوان سوختی برای چیز دیگری فکر کرده‌ام.

این نه به‌عنوان بی‌احتیاطی و نه به‌عنوان نبوغِ محاسبه‌شدهٔ پنهانی ارائه می‌شود — لحن بازنگرانهٔ خودِ نایت نزدیک‌تر به ناباوریِ اینکه جواب داد است، که بخشی از چیزی است که این خاطرات را از داستان‌های بنیان‌گذاریِ صیقلی‌تر و رنگ‌آمیخته‌به‌اجتناب‌ناپذیریِ بعدی متمایز می‌کند.

۲. وفاداری به یک تیم بنیان‌گذارِ کوچک و عجیب، به‌جای استخدام متعارف

اولین استخدام‌های نایت به‌خاطر رزومهٔ باکلاس جذب نشده بودند — به روایت خودش، آدم‌های ناجور بودند: کسانی که شرکت‌های دیگر استخدامشان نمی‌کردند، و دقیقاً به همین دلیل که بلو ریبون اسپورتس حاضر بود وقتی کس دیگری حاضر نبود رویشان شرط ببندد، به‌شدت وفادار شدند. جف جانسون، اولین کارمند شرکت، سال‌ها کل عملیات را از خانه‌اش با حقوقی تقریباً هیچ اداره کرد چون به محصول باور داشت پیش از اینکه هیچ شواهدی برای توجیه آن باور وجود داشته باشد.

استدلال نایت، ضمنی به‌جای بیان‌شده به‌عنوان یک فرمول، این است که این نوع وفاداری به شکلی تراکمی می‌شود که یک رقیب با کارمندان متعارف‌تر و منابع بهتر نمی‌توانست به‌راحتی تکرار کند — کسانی که در سال‌های نزدیک به ورشکستگی ماندند، بعداً در سال‌های خیلی راحت‌تر هم به دلایلی ماندند که فقط حقوق بالاتر نمی‌توانست بخرد.

۳. جدایی از اونیتسوکا تایگر و تولد برند نایکی

همان رابطه‌ای که شرکت را ساخت، تقریباً آن را نابود هم کرد. با رشد بلو ریبون اسپورتس، تنش با تأمین‌کنندهٔ ژاپنی‌اش اونیتسوکا تایگر سر کنترل، انحصار، و جاه‌طلبی‌های خودِ اونیتسوکا برای توزیع مستقیم در آمریکا بالا گرفت — سرانجام نایت را مجبور کرد به‌طور مخفیانه یک خط کفش مستقل (که به نایکی تبدیل شد) به‌عنوان بیمه توسعه بدهد، تصمیمی که اونیتسوکا کشفش کرد و با دعوایی حقوقی پاسخ داد که تهدید می‌کرد شرکت را پیش از آنکه نایکی درست‌وحسابی وجود داشته باشد پایان دهد.

این قسمت با ابهام اخلاقیِ واقعی ارائه می‌شود، نه یک روایتِ زیردستِ پاک — نایت خودش را کاملاً از فریبی که درگیرش بود تبرئه نمی‌کند، و پیروزیِ حقوقیِ نهایی بیشتر شبیه آسودگیِ خسته به نظر می‌رسد تا اثبات حقانیت.

۴. سواش، اسم، و اینکه هیچ‌کدام در آن زمان چقدر کم اهمیت داشتند

یکی از خط‌های خلع‌سلاح‌کنندهٔ کتاب این است که چقدر گاه‌به‌گاه برخی از عناصر برندیِ حالا نمادینِ نایکی واقعاً تصمیم‌گیری شدند. لوگوی سواش از یک دانشجوی طراحی، کارولین دیویدسون، با ۳۵ دلار سفارش داده شد، و واکنش خودِ نایت وقتی برای اولین‌بار آن را دید، طبق نقل‌قول، سرد بود («عاشقش نیستم، اما شاید بعداً به دلم بنشیند»). خودِ اسم «نایکی» زیر فشار مهلت زمانی از فهرست کوتاهی انتخاب شد که هیچ‌کس واقعاً بابتش هیجان‌زده نبود، بعد از اینکه اسم موردعلاقهٔ خودِ نایت («بعد ششم») توسط تیم رد شد.

نایت عامدانه این داستان‌ها را برخلاف جهتِ معمولِ روایتِ اسطورهٔ برند در بازنگری می‌آورد — به‌عنوان شاهدی که آنچه بعداً نبوغ برندسازیِ اجتناب‌ناپذیر و عامدانه به نظر می‌رسد، اغلب فقط یک تصمیمِ عجولانه زیر عدم‌قطعیتِ واقعی بوده است.

برای چه کسی مفید است

  • بنیان‌گذارانی که در سال‌های کشمکش‌بار و کم‌سرمایهٔ اولیهٔ یک شرکت‌اند — صداقت کتاب دربارهٔ اینکه نایکی بارها چقدر به شکست نزدیک شد، اصلاحیه‌ای واقعی برای اسطورهٔ استارتاپیِ آغشته به خطای بقاست.
  • هرکسی که فرض می‌کند برندهای بزرگ با برنامه‌های اصلیِ اجتناب‌ناپذیر و مطمئن ساخته شده‌اند — داستان‌های سواش و اسم «نایکی» مستقیماً این فرض را تضعیف می‌کنند.
  • خواننده‌ای که یک خاطرات واقعاً خوب‌نوشته می‌خواهد، نه کتابی کسب‌وکاری که لباس خاطرات پوشیده — نثر نایت مهارت ادبیِ واقعی دارد، متمایز از لحن چگونه-انجام-بدهیِ بیشتر کتاب‌های بنیان‌گذاران.
  • هرکسی که به مکانیزم مشخص و بی‌زرق‌وبرقِ منبع‌یابی و قراردادهای توزیع بین‌المللیِ اولیه علاقه دارد — رابطهٔ اونیتسوکا تایگر با جزئیات عملیاتیِ واقعی پوشش داده شده.
اگر دنبال توصیهٔ تاکتیکیِ استارتاپی هستی — چطور استخدام کنی، چطور سرمایه جمع کنی، چطور جریان نقدی را مدیریت کنی — این کتاب به آن شکل ساختاربندی نشده. اول یک خاطرات روایی است؛ هر درس عملیاتی‌ای باید از داستان استخراج شود، نه اینکه به‌عنوان یک چارچوب دستت بدهند.
کتاب تقریباً هیچ چیزی دربارهٔ جنجال‌های بعدی و بسیار مهم‌ترِ نایکی نمی‌گوید — شرایط کار در کارگاه‌های استثماری و مسائل پاسخگوییِ زنجیرهٔ تأمین که در دههٔ ۱۹۹۰، مدت‌ها بعد از دوره‌ای که خاطرات پوشش می‌دهد، به رسوایی‌های بزرگ عمومی تبدیل شدند. خواندنِ این کتاب به‌عنوان تمام داستان اخلاقیِ نایکی، به‌جای خاطرات دو دههٔ اولش، اشتباه خواهد بود.

سؤالات پرتکرار

آیا کتاب تاریخ و جنجال‌های اخیرترِ نایکی را پوشش می‌دهد؟

نه. روایت عمدتاً حدود عرضهٔ عمومیِ اولیهٔ نایکی در سال ۱۹۸۰ تمام می‌شود، با فقط یک ضمیمهٔ کوتاه بعد از آن — جنجال‌های کارگاه‌های استثماریِ دههٔ ۱۹۹۰ و تاریخ شرکتیِ بعدیِ نایکی با هیچ عمقی پوشش داده نمی‌شوند.

این بیشتر یک کتاب کسب‌وکاری است یا یک خاطرات؟

خاطرات، عامدانه. نایت صریح می‌گوید قصد داشته چیزی نزدیک‌تر به ادبیات بنویسد تا یک راهنمای چگونه-انجام-بدهیِ کسب‌وکاری، و نثر و ساختار همین را نشان می‌دهند — مثل ناداستانِ روایی خوانده می‌شود، نه یک متن کسب‌وکاریِ چارچوب‌محور.

با توجه به اینکه روایت خودِ نایت است، کتاب چقدر دقیق است؟

یک دیدگاه واحد و خودنوشته است، و نایت هم خلافش را ادعا نمی‌کند — برخی جزئیات (مثلاً دیالوگ‌هایی که از خاطره‌ای چند‌دهه‌ای بازسازی شده‌اند) ذاتاً با یادآوری و قاب‌بندیِ خودِ او شکل گرفته‌اند، به‌خصوص دور قسمت‌های از نظر حقوقی و اخلاقی مبهم‌ترِ مثل جداییِ اونیتسوکا تایگر.

برای کسی که فقط برند نهاییِ نایکی را می‌شناسد، شگفت‌انگیزترین چیز کتاب چیست؟

اینکه تقریباً همه‌چیز چقدر بداهه و پرتردید بود — لوگوی سواش، اسم شرکت، قرارداد توزیع اولیه — هیچ‌کدامشان مثل داستان برندسازیِ مطمئن و اجتناب‌ناپذیری که صیقل بازاریابیِ بعدیِ نایکی ممکن است القا کند خوانده نمی‌شوند.

ضعف اصلیِ کتاب چیست؟

سکوتش دربارهٔ جنجال‌های بعدیِ شرایط کار در نایکی، برای هرکسی که امیدوار است کتاب با تمام تاریخ و تأثیر شرکت دست‌وپنجه نرم کند، نه فقط دوران بنیان‌گذاری‌اش، شکافی قابل‌توجه باقی می‌گذارد.

این مطلب برایتان مفید بود؟

شمارش آرا پس از ۵ رأی نمایش داده می‌شود.

بیشتر در همین دسته