بازگشت به کتاب‌ها
جلد کتاب ظهور و سقوط رایش سوم نوشتهٔ ویلیام شایرر

ظهور و سقوط رایش سوم

نوشتهٔ ویلیام شایرر · سال انتشار 1960

نوشتهٔ روزنامه‌نگاری که واقعاً در طول دههٔ ۱۹۳۰ در برلین بود، و بلافاصله بعد از جنگ از اسناد به‌غنیمت‌گرفته‌شدهٔ نازی استفاده کرد — با وجود قدمتش، هنوز مفصل‌ترین روایت تک‌جلدی از ظهور و فروپاشیِ آلمان نازی است.

نقاط قوت

  • اقتدار شاهد عینی دارد — شایرر همان‌طور که رویدادها رخ می‌دادند از آلمان گزارش می‌داد، نه از فاصله بازسازی می‌کرد
  • از اسناد دولت نازی که بلافاصله پس از جنگ به غنیمت گرفته شده بودند استفاده کرد، پیش از آنکه بخش زیادی از آرشیو پراکنده شود

نقاط ضعف

  • با بیش از ۱٬۲۰۰ صفحه، تعهدی واقعی می‌طلبد — نقطهٔ ورودی برای خوانندهٔ اتفاقی نیست
  • مورخان بعدی با دسترسی به آرشیوهایی که شایرر نداشت، برخی ادعاهای واقعی و تفسیری را اصلاح یا بازبینی کرده‌اند

خلاصه کتاب

ویلیام شایرر از ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰ خبرنگار شبکهٔ سی‌بی‌اس در برلین بود و از آلمان نازی گزارش پخش می‌کرد، تا وقتی سانسور کار را ناممکن کرد. در گردهمایی‌های نورنبرگ حاضر بود، جلسات رایشستاگ را تماشا کرد، و الحاق اتریش و حملهٔ به لهستان را همان‌طور که رخ می‌دادند گزارش کرد.

پس از جنگ به گنجینه‌ای دست یافت: اسناد به‌غنیمت‌گرفته‌شدهٔ دولت آلمان — پرونده‌های وزارت خارجه، دفترچه‌های فرماندهی عالی نظامی، مطالب گشتاپو، و سند عظیمی که برای محاکمات نورنبرگ گردآوری شده بود. بخش زیادی از آن بررسی نشده بود، و بخشی بعدها میان آرشیوهای چند کشور پراکنده شد.

کتاب این دو را ترکیب می‌کند. از خاستگاه‌های نازیسم تا ظهور هیتلر، تحکیم قدرت، بحران‌های دیپلماتیک دههٔ ۱۹۳۰، خودِ جنگ، هولوکاست، و فروپاشی رژیم پیش می‌رود — در بیش از ۱٬۲۰۰ صفحه، با نقل‌قول‌های مفصل از اسناد در سراسر متن.

ارزش ماندگارش، ترکیب شاهدی است که حاضر بود با پایگاهی اسنادی که پیش از پراکنده‌شدن گردآوری شد. شایرر می‌تواند هم بگوید یک گردهمایی نورنبرگ از درون جمعیت چه حسی داشت و هم اینکه وزارت خارجه دربارهٔ همان هفته چه ثبت می‌کرد.

ایده‌های کلیدی

۱. لایهٔ شاهد عینی، بخش جایگزین‌ناپذیر است

چیزی که هیچ مورخ بعدی نمی‌تواند بازتولید کند، حضور شایرر است. او فضای گردهمایی‌ها را توصیف می‌کند — نورپردازی، طراحی صحنه، اثرش بر جمعیت و بر خودش — با دقتی که فقط از کسی برمی‌آید که در آن ایستاده بوده.

روایتش از حال‌وهوای جمعی در لحظه‌های بحران هم دست‌اول است: اینکه برلینی‌ها واقعاً به آغاز جنگ چه واکنشی نشان دادند، که به‌طرز محسوسی کم‌شورتر از آن چیزی بود که فیلم‌های تبلیغاتی نشان می‌دهند.

او شرایط کاری خودش و مصالحه‌های گزارشگری زیر سانسور را هم مستند می‌کند، که او را به‌طرز غیرمعمولی صریح می‌کند دربارهٔ اینکه در آن زمان چه چیزی را می‌توانست ببیند و چه چیزی را نه.

۲. فروپاشی وایمار به‌عنوان یک فرایند پرداخته می‌شود، نه یک تصادف

بخش‌های اولیه ردیابی می‌کنند که چطور یک جمهوری مشروطه عمدتاً از راه‌های قانونی برچیده شد. آتش‌سوزی رایشستاگ، قانون تفویض اختیار، حذف احزاب رقیب و شب چاقوهای بلند به‌صورت زنجیره‌ای چیده می‌شوند که در آن هر گام را گام پیشین ممکن کرده بود.

شایرر بر نقش نخبگان محافظه‌کاری تأکید می‌کند که باور داشتند می‌شود از هیتلر استفاده کرد و مهارش کرد — اطمینان‌دادن فون پاپن که او را در محاصره دارند، یکی از پرارجاع‌ترین لحظه‌های کتاب است.

این مطالب خوب کهنه شده‌اند، چون سازوکارش عام است: برچیدن تدریجی و قانونیِ قیدهای نهادی توسط کسانی که فکر می‌کردند دارند اوضاع را مدیریت می‌کنند.

۳. سند مکتوب، خودش اتهام را وارد می‌کند

تکنیک شایرر این است که بگذارد اسناد نازی حرف بزنند. به‌جای توصیف نیات، صورت‌جلسه‌ها، یادداشت‌ها و دفترچه‌ها را نقل می‌کند — یادداشت هوسباخ دربارهٔ برنامه‌ریزی جنگ، پروتکل وانزه، گزارش‌های میدانی.

فصل‌های هولوکاست به‌شدت بر همین روش تکیه دارند، و نیرویشان از لحن دیوان‌سالارانهٔ خودِ منابع می‌آید: زبان تدارکات که بر قتل جمعی اعمال شده، کوبنده‌تر از هر صفتی است که او می‌توانست بیفزاید.

او زمانی می‌نوشت که بخش زیادی از این مطالب تازه در دسترس بود و هنوز به‌طور گسترده شناخته نشده بود، و همین بخشی از دلیل تأثیری است که کتاب گذاشت.

۴. رژیم کم‌کارآمدتر از تصویرش بود

مضمونی پیوسته این است که آلمان نازی از نظر اداری آشفته بود. سازمان‌های هم‌پوشان، اختیارات عامداً تکراری، و کشمکش دائمی میان زیردستانی که برای جلب نظر هیتلر رقابت می‌کردند، دولتی تولید کرد که اغلب ناهمگون بود.

شایرر دنبال می‌کند که این چطور بر جنگ اثر گذاشت — دستورهای متناقض، ظرفیت صنعتی هدررفته، و تصمیم‌های راهبردی که به‌جای تحلیل با رقابت شخصی هدایت می‌شدند.

این مستقیماً با تصویر عمومی از کارآمدیِ بی‌رحمانهٔ آلمانی در تناقض است، و پژوهش‌های بعدی در کل این نکته را تأیید کرده‌اند و بسیار فراتر از شایرر بسطش داده‌اند.

۵. خطاهای راهبردی از درون مستند شده‌اند

فصل‌های جنگ از دفترچه‌های نظامی استفاده می‌کنند تا نشان دهند تصمیم‌ها در همان زمان چطور گرفته و بر سرشان بحث می‌شد. تصمیم به حمله به اتحاد شوروی، اعلان جنگ به آمریکا، امتناع از اجازهٔ عقب‌نشینی در استالینگراد، و دستور توقف در دانکرک همه از خلال سند خودِ افراد درگیر ردیابی می‌شوند.

آنچه بیرون می‌آید تصویری است از کنترل شخصیِ فزایندهٔ هیتلر بر تصمیم‌های عملیاتی و ساختار فرماندهی‌ای که به‌تدریج ناتوان از مخالفت با او می‌شود.

ارزیابی شایرر این است که تعهدات ایدئولوژیک رژیم و روان‌شناسی رهبرش خودشان بدهی راهبردی بودند — ادعایی که مورخان بعدی پیچیده‌ترش کرده‌اند اما واژگونش نکرده‌اند.

برای چه کسی مفید است

  • خواننده‌ای که عمق می‌خواهد و وقتش را دارد — هیچ اثر دیگری این زمین را در یک جلد با این سطح از جزئیات پوشش نمی‌دهد.
  • علاقه‌مندان به اینکه یک دموکراسی چطور قانونی برچیده می‌شود — فصل‌های وایمار قابل‌انتقال‌ترین بخش‌اند.
  • خواننده‌ای که برای اسناد اولیه ارزش قائل است — منابع به‌طور گسترده نقل می‌شوند، نه بازگویی.
  • کسی که روایت شاهد عینی می‌خواهد — این مورخی است که واقعاً آنجا بود.
با بیش از ۱٬۲۰۰ صفحه، این تعهدی واقعی است و نقطهٔ ورودی برای خوانندهٔ اتفاقی نیست. اگر مروری بر آلمان نازی می‌خواهید، با یک تاریخ تک‌جلدیِ امروزی شروع کنید و وقتی جزئیات و اسناد را خواستید به اینجا بیایید. این کتابی است برای از سر گذراندن، نه برای نمونه‌برداری.
مورخان بعدی با دسترسی به آرشیوهایی که شایرر نداشت، برخی ادعاهای واقعی و تفسیری را اصلاح یا بازبینی کرده‌اند. پرداختش به پس‌زمینهٔ تاریخیِ عمیق‌تر آلمان — ایدهٔ راهی ملی و طولانی که به نازیسم می‌رسد — بخشی است که پژوهش امروزی بیش از همه ردش کرده، و به‌ویژه کار کرشاو روایت او از خودِ هیتلر را کنار می‌زند. کتاب را برای شهادت شاهد عینی و اسناد بخوانید؛ تفسیر را با چیزی که تازه‌تر نوشته شده تکمیل کنید.

سؤالات پرتکرار

قدیمی شده؟

تا حدی. مطالب اسنادی و گزارش شاهد عینی همچنان ارزشمند و جایگزین‌ناپذیرند. قاب تفسیری، به‌ویژه دربارهٔ تاریخ بلندمدت آلمان، از ۱۹۶۰ تا حالا اساساً بازبینی شده.

با این حجم، خواندنی است؟

بله — شایرر روزنامه‌نگار حرفه‌ای بود و نثرش روشن و پیش‌برنده است. طولانی است، اما دشواری‌اش در مدت است نه در چگالی.

کنارش چه بخوانم؟

زندگی‌نامهٔ هیتلر نوشتهٔ یان کرشاو برای وضعیت روز تفسیر، و سه‌گانهٔ «رایش سوم» ریچارد ایوانز برای روایتی جامع و امروزی. شایرر مکمل هر دوست، نه رقیبشان.

هولوکاست را به‌قدر کافی پوشش می‌دهد؟

جدی و با اسناد پوشش می‌دهد، اما تاریخ‌نگاری هولوکاست از آن زمان به‌شدت گسترش یافته. برای این موضوع مشخص، آثار تخصصیِ بعدی ضروری‌اند نه اختیاری.

چرا هنوز توصیه می‌شود؟

چون این ترکیب قابل‌بازتولید نیست: روزنامه‌نگاری که در سراسر دههٔ ۱۹۳۰ حاضر بود، و اندکی پس از جنگ با دسترسی به اسناد به‌غنیمت‌گرفته‌شده می‌نوشت، پیش از آنکه بخش‌هایی از آرشیو پراکنده شود.

این مطلب برایتان مفید بود؟

شمارش آرا پس از ۵ رأی نمایش داده می‌شود.

بیشتر در همین دسته